دوماهگی سوجان
سوجانِ دلبندم، امروز که این کلمات را برایت مینویسم، درست دو ماه است که با آمدنت، رنگ و بوی خانهمان را عوض کردهای. دو ماه است که نبضِ تپنده خانه ما شدهای و هر دم و بازدمت، ترانهای است برای آرامش روح من. عزیزِ دلم، در این دو ماه کوتاه، یاد گرفتم که عشق میتواند چقدر بزرگ و بیانتها باشد. اما میخواهم در این نامه، از یک همراهِ صبور و مهربان هم برایت بگویم؛ از «پناه». پناه در این مسیرِ تازه، برایت نه فقط یک همراه، که یک تکیهگاه و آغوشی امن بوده است. او با تمام وجود، مراقبِ لحظههای کوچک و بزرگت بوده و هست. پناهِ تو، همانطور که از نامش پیداست، در این دن...




